فروع تشکیکی بودن حقیقت وجود

 

1.      تمایز مراتب وجود به نفس ذاتشان است.

 

به عبارت دیگر حیثیت وحدت عین حیثیت کثرت است.

 

2.      اطلاق و تقیید در مراتب وجود

 

منشاء این اطلاق و تقیید همان اختلاف در شدت و ضعف و مانند آن است. ( با در نظر گرفتن مرتبه ضعیف و یک مرتبه شدید، میان آن دو یک مقایسه و اضافه ای ضرورتًا واقع میشود و از طرفی شأن مرتبه ضعیف آن است که برخی از کمالات مرتبه شدید را فاقد می باشد اما مرتبه شدید تمام کمالات مرتبه ضعیف را در بر دارد.)

 

3.      ترکیب مراتب وجود از هستی و نیستی یک ترکیب واقعی نیست.

 

غیر از بالاترین مرتبه وجود که هیچ حّدی جز بی حدّی و اطلاق ندارد، تمام مراتب وجود مقیّد هستند. ( هرچه مرتبه وجودی ضعیفتر باشد حدود و قیودش بیشتر وهرچه شدیدتر باشد حدودش کمتر می باشد. )[1]

 

4.      قیود هر مرتبه از مراتب وجود تابع جایگاه آن مرتبه است.

 

مرتبه وجوددر جایگاه پایین تر ضیق ترو وقیودش بیشتر میشود و هرچه بالاتر رود به اعلی مراتب نزدیکتر گردد قیودش کاسته شده و وجودش وسیع تر می شود.

 

5.      وجود دو حاشیه دارد.

 

در یک طرف وجود اعلی مراتب است که مطلق علی الاطلاق میباشد و در طرف دیگرش هیولای اولی است که فعلیّتی جز عدم فعلیت ندارد.

 

6.       انحاء سه گانه تخصص وجود

 

الف. حقیقت وجود با نفس ذات بسیط خود از عدم تخصص می یابد.

 

ب. وجود به واسطه خصوصیات مراتب گوناگونش تخصص می یابد به گونه ای که مابه الامتیازش به مابه الاشتراکش باز میگردد.

 

ج. حقیقت وجود در اثر اضافه به ماهیتی که از آن انتزاع میشود و محدود کننده آن است نوعی تخصص می یابد.[2]

 

 

 


 

[1] این معنا یک نوع بساطت و ترکیب در وجود است؛ البته این بساطت ع=غیر از بساطت و ترکیبی است که در سایر موارد مصطلح میباشد و عبارت است از: بساطت از جهت اجزای خارجی، از جهت اجزای عقلی، وبساطت از جهت اجرای وهمی.

[2] دو گونه نخست اولا وبالذات عارض بر وجود میگردند ونوع اخیر به عرض ماهیات بر وجود عارض می گردد.

چاپایمیل