در وجود تکرار نیست.

یک موجود نمی تواند دو وجود داشته باشد.

 

تحقق دو چیزی که از هر جهت مثل یکدیگرند محال است.

 

بنابر این محال است یک موجود با بیش از یک وجود تحقق پیدا کند. (خواه در یک زمان ویا در دو زمان و دو وجود )

 

( توجیه بالا جواب از اعاده معدوم نیز میباشد که گروهی قائل به آن هستند. )

 

 

 

 

 

توجیهی برای جواز اعاده معدوم: وجود اول و وجود دوم از یکدیگر متمایزند اما منشأ این تمایز اولاً و بالذات خود این وجودها نیستند بلکه امری خارج از آن دو میباشند. امتیاز وجود دوم از وجود اول به آن است که وجود دوم مسبوق به عدم پس از وجود است، برخلاف وجود اول. و همین مقدار برای تصحیح دوئیت آن دو کافی است ( ودر عین حال به عینیت آنها ضرر نمی رساند زیرا تمیز آنها به عدم است. )

 

 

 

نقد این بیان: عدم بطلان محض است و هیچ کثرت و تمیزی در آن راه ندارد.

 

وجود شیء نیز اختصاص به زمان خاص دارد و آن سعه و گستره را ندارد که دیگر زمانها را نیز فرابگیرد.

 

 

 

 

 

توجیه دوم برای جواز اعاده معدوم: علت هستی بخش صورتی علمی از وجود اول آن را حفظ کرده و در بار دوم همان صورت علمی را به وجود می آورد. بنابراین هر دو وجود، وجود یک صورت علمی هستند و یک صورت علمی بر هر دو منطبق میشود.

 

 

 

نقد این بیان: وجود دوم به هر شکل که فرض شود وجودی است به دنبال وجود دیگر و به هر حال مغایر با آن است. و عینیت ندارد.

 

توجیه متکلمان بر جواز اعاده معدوم: منشاء امتناع اعاده معدوم یا ماهیت آن شیء است و یا لازم ماهیت و یا یک امر بیرون از ماهیت است. نمیتوان گفت سبب امتناع ماهیت و یا لازمه ماهیت است. و اگر سبب آن یک امر قابل انفکاک از شیء باشد علّت میتواند با زائل کردن آن مانع، شیء را دوباره ایجاد کند.

 

نقد احتجاج متکلمان: سبب امتناع اعاده معدوم چیزی است که لازمه وجود معاد است نه لازمه ماهیت آن.

 

 

 

 

 

ادله استحاله اعاده معدوم بعینه:

 

 

 

1.                   لازمه اعاده معدوم تخلل عدم میان شیء وخودش میباشد و این تخلل محال است.

 

2.                   اگر اعاده معدوم جایز باشد باید ایجاد ابتدایی چیزی که از هر جهت مماثل آن است نیز جایز باشد، در حالی که محال است. زیرا مستلزم آن است که هیچ امتیاز و تفاوتی میان آنها نباشد در حالی که بنابر فرض، آنها دو چیز متمایز هستند.

 

3.                   حیثیت اعاده غیر از حیثیت ابتدا است.

 

4.                   اگر معدوم اعاده شود، موجود اعاده شده تعیّن عددی نخواهد داشت.

 

حشر و معاد نیز عبارت است از انتقال از یک نشئه به نشئه دیگر، نه اعاده معدوم وایجاد دوباره اشیای نابود شده.

 

 

 

 

چاپایمیل