‏حدوث و قدم دهري‏

حدوث و قدم دهري: مسبوق بودن ماهيت موجود و معلول شيء به عدمش كه درمرتبۀ علت آن تقرر دارد، از آن روي كه عدم ماهيت، با حدّ خاصي كه دارد، از مرتبۀ علّت آن انتزاع مي گردد، اگر چه علت كمال وجودي ماهيت معلول را به گونه اي شريف تر و برتر واجد مي باشد. بنابراين، علت ماهيت قبل از ماهيت است، قبليتي كه با بعديت معلول قابل جمع نمي باشد؛ چرا كه عدم شيءبا وجود آن قابل جمع نيست؛ و قدم دهري عبارت است از: مسبوق نبودن علت نسبت به معلول به اين نحو از سبق.
(در سلسلۀ طولي وجود، علت شيء در مرتبه اي مقدم بر آن شيء قرار دارد؛ زيرا وجود علت لزوماً قوي تر و شديدتر از وجود معلول بوده، و مرتبۀ بالاتري از كمال را دارا مي باشد. بنابراين، معلول با حدّ وجودي خاص خود، در مرتبۀ علت خود وجود ندارد؛ پس در آن مرتبه معدوم مي باشد؛ و چون مرتبۀ علت مقدم بر مرتبۀ معلول است، عدم معلول در آن مرتبه نيز مقدم بر وجود معلول در مرتبۀ خود معلول خواهد بود. بنابراين، وجود خاص معلول مسبوق است به عدم آن در مرتبۀعلت؛ اين نحوه از مسبوقيت به عدم حدوث دهري نام دارد).
اما علت نسبت به معلول خود چنين رابطه اي را ندارد، يعني علت مسبوق به عدم متقرر در مرتبۀ معلول خود نمي باشد؛ چرا كه اوّلاً مرتبۀ معلول متأخر از مرتبۀ علت است، نه متقدم بر آن؛ و ثانياً علت در مرتبۀ معلول موجود مي باشد، نه معدوم؛ و از اين رو علت نسبت به معلول خود قديم دهري مي باشد.
رفع يك توهم: عدم معلول در مرتبۀ علت تقرر دارد، با این جمله كه : «علت، تمام وجود معلول و كمال وجود آن است»، منافات ندارد؛ زيرا آنچه را ما از مرتبۀ وجود علت نفي كرديم، معلول با حد وجودي خاص خود است، نه وجود معلول از آن جهت كه وجودي ما خود از علت و برگرفته از آن مي باشد؛ و ما به ناچار بايد معلول با حدّ خاصش را مغاير با علت بدانيم، و لازمۀ اين مغايرت آن است كه سلب معلول با حد خاصش، بر علت صدق كند و گرنه علت و معلول يكي خواهند بود.
(معلول، اگر چه در مرتبۀ علت وجود ندارد، اماعلت قطعا محيط بر معلول و در مرتبه آن نيز وجود دارد).

چاپایمیل