بيان تفصيلي علم حضوری معلول به علت‏

معلولی که علم حضوري به علت خود دارد، چون بايد وجود معلوم براي عالم باشد، و ازطرفي امکان ندارد چيزي براي وجود رابط که يک وجود في غيره است موجود گردد، از اين رو وجود علت براي معلول تنها بدين صورت تواند بود که علت براي مرتبه اي از خود، که مقوم معلول است، حضور دارد، و وجودش براي آن مي باشد. بنابراين، علت در حالي که در بردارندة معلول است، خودش موجود مي باشد و خودش به خودش علم دارد؛ اين علم علت به خودش، از آن جهت که معلول بيرون از علت نيست و وجود علت احاطة بر معلول دارد، به معلول نسبت داده مي شود، و گفته مي شود: معلول به علت خود علم دارد؛ و در حقيقت، مرتبة ضعيف علت، يعني همان مرتبه اي که مقوم وجودمعلول است، به مرتبة قوي و کامل علت علم دارد. البته اين علم متناسب با همان مرتبة ضعيف بوده، و به ميزان سعه وجودي آن مي باشد.
بنابراين، علت نيز بامعلول اتحاد دارد، و بر معلول خود حمل مي شود؛ وحمل ميان آنها بدينصورت است که علت برمعلول خود، در حالي که متقوم و وابسته به علت است، حمل مي شود؛ و در واقع، مرتبه قوي و کامل علت بر مرتبه ضعيف آن حمل مي شود؛ و اين نيز نوعي از «حمل حقيقه و رقيقه» است.
از آنچه بيان شد دانسته مي شود که علم معلول به علت در واقع عبارت است از: علم علت، در حالي که در مرتبة معلول لحاظ شده، به خود علت، در حالي که مرتبة استقلالي و کامل آن اعتبار شده است؛ و نيز علم علت به معلول درواقع عبارت است از: علم علت، در حالي که مرتبه قوي کامل آن لحاظ شده، به خودش، در حاليکه در مرتبة معلول در نظر گرفته شده است.
 

چاپایمیل