تقسيم علم حصولی به بديهی و نظری

تعريف بديهي و نظري:

«بديهي» یا «ضروري» عبارت است از علمي که بدست آوردن آن نيازمند کسب و نظر [= فکر] نباشد مانند تصور مفهوم وجود شي وحدت و مانند تصديق به اينکه «کل بزرگتر از جزاش است» و «عدد چهار زوج است».
«نظري» عبارت است از علمي که در تصورش در صورتي که از زمره تصورات باشد و يا در تصديق و اذعان به آن اگر در قلمر تصديقات باشد به کسب و نظر [=فکر] نيازمند است مانند «مجموع زواياي مثلث برابر با دو زاويه قائمه (180 درجه) است» «و انسان داراي نفس مجرد است».
نکته: ملاک و معيار نظري بودن يک علم و ادراک متوقف بودن حصول آن بر فکر و نظر است. بنابراين اگر حصول يک علم و ادراک منوط بر فکر و انديشه نبود و نياز به معرف و يا حجت نداشت آن ادراک بديهي خواهد بود؛ اگرچه تحصيل آن متوقف بر اموري چند مانند احساس وجدان و غير آن بوده باشد. همچنین بديهي بودن يک علم و ادراک مستلزم معلوم بودن آن نزد همگان نيست. چه بسا يک تصور و يا تصديق با آنکه بديهي است نزد بسياري مجهول و ناشناخته باشد.
براي حصول يک علم و ادراک بديهي اگرچه به فکر و نظر نيازي نيست اما به يک يا چند امر ديگر نيازمنديم که عبارتند از:
1- توجه و انتباه که در حصول همه ادراکات بديهي بدان نيازمنديم چرا که انسان غافل گاهي از درک روشن ترين امور نيز محروم مي‌باشد.
2- سلامت ذهن که حصول هرگونه ادراکي منوط به آن است؛ زيرا انساني که از ذهني بيمار برخوردار است گاه در واضح ترين امور نيز ترديد مي‌کند.
3- سلامت حواس حصول ادراکاتي که بر حس توقف دارد منوط به سلامت حواس است. مثلاً ادراک رنگهاي گوناگون اگرچه ادراکي بديهي است اما وابسته به صحت قوه بينايي است.
4- نبودن شبهه؛ شبهه آن است که ذهن دليل فاسدي را ترتيب دهد و نتيجه‌اي که بر خلاف يکي از بديهيات است ازآن بدست آورد و به مغالطه‌اي که در آن صورت بسته پي نبرد. اين گونه شبهات در علوم عقلي فراوان روي مي‌دهد، و موجب انکار پاره‌اي از بديهيات مي‌گردد.
5- عمليات غير عقلي حصول بسياري از بديهيات منوط به اجراي عمليات غير عقلي است مانند متواترات که متقوف بر شنيدن يک خبر از افراد متعدد است.[1]
نکته ديگري آنکه: بديهي بودن يک ادراک بدين معنا نيست که هيچ دليل و برهاني برآن ادراک نمي‌توان اقامه کرد چه بسا يک ادراک با آنکه بديهي است اما از طريق برهان نيز مي‌توان آن را اثبات نمود. مانند ماسله اصالت وجود که با آنکه بديهي است براهين متعدد نيز براي اثبات آن اقامه شده است. البته در اين موارد دليلي که اقامه مي‌شود در واقع «تنبيه» بر يک امر بديهي خواهد بود.
 

[1] - رک: «المنطق» نوشته علامه مظفر ص 21- ص 23.

چاپایمیل