وجود حرکت توسطی و حرکت قطعی در خارج‏

اين دو معنا و دو اعتبار، هر دو، در خارج تحقق ندارد، بدليل آنکه هر دوي آنها بر خارج منطبق ميشود؛ بدين معنا که حرکت[1] يک نسبتي با مبدأ و منتها دارد، که نه اقتضاي انقسام دارد و نه سيلان و گذر؛ و نيز يک نسبتي با مبدأ و منتها و حدود مسافت دارد، که اقتضاي سيلان وجود و انقسام درآن هست. (حرکت توسطي و حرکت قطعي در واقع دو تفسير و دو تعبير از يک واقعيت است؛ هر دو از يک حقيقت، به دو لحاظ، انتزاع مي‌شوند. بنابراين، هر دوي آنها، به تبع منشأ انتزاعشان، در خارج ثبوت و تحقق دارند).

نکته: تصويرپنداري حرکت: تصويري که خيال و پندار براي حرکت ترسيم مي‌کند- به اين نحو که حدود گوناگون حرکت را در کنار يکديگر قرار داده، يک صورت پيوسته را، که اجزايش با يکديگر جمع اند، از آن بوجود مي‌آورد[2] - يک امر ذهني است، و در خارج وجود ندارد. به دليل آنکه اجزاي حرکت- اگر اجزايي براي آن فرض شود- نمي‌توانند با يکديگر جمع شوند، و به طور همزمان تحقق يابند، زيرا اگر همة اجزاي حرکت به طور همزمان تحقق يابند، آن حرکت ثابت و باقرار خواهد بود، نه سيال و بي قرار؛ و اين خلاف فرض است. زيرا حرکت بودن حرکت، به سيلان و گذرا بودن آن است.

 



[1] - با توجه به آنچه در تعريف حرکت قطعي و توسطي گذشت، بايد به جاي «حرکت» و در اينجا شيء متحرک ذکرشود.
[2] - مانند قطرة باراني که در حال پائين آمدن، به صورت يک خط براي ما نمايان مي‌شود؛ در حالي آن خط وجود خارجي نداشته، يک امر ذهني بيش نيست.

چاپایمیل