‏تشکيک در عرضيات است، نه در اعراض‏

عرض يک مفهوم ذاتي و ماهوي است، برخلاف عرضي. تفاوت اساسي ميان کلي ذاتي و کلي عرضي آن است که رابطة کلي ذاتي با مصداق خودش، رابطة عينيت است، يعني خودش است؛ ولي رابطة کلي عرضي با مصداقش رابطه عينيت نيست، بلکه رابطه انتساب است. وقتي گفته مي‌شود «الف» سفيدي است، معناش آن است که «الف» مصداق خود سفيدي است، و در واقع عينيت سفيدي است. اما وقتي گفته ميشود «الف» سفيد است، معنايش آن است که «الف» چيزي است که با سفيدي ارتباط و انتساب دارد؛ و آن نسبت به اين است که سفيدي قائم به آن است و در آن حلول کرده است.
صدق کلي ذاتي بر مصداق خود هميشه به نحو تواطؤ است، اما کلي عرضي مي‌تواند به نحو تشکيک بر مصاديق خود حمل شود، زيرا کلي عرضي در واقع از نسبتي که ميان مصداق و مبدأ اشتقاق آن کلي برقرار است، حکايت مي‌کند و نسبت خودش ماهيت و ذات ندارد؛ و از اين رو در نسبت شدت و ضعف پيدا مي‌شود.
حاصل آنکه شدت و ضعفها و اختلافها در نسبت ميان دو شيء است، نه در ذات شيء.

چاپایمیل