‏يادآوری توضيحی درباره «دهر» و «سرمد»‏

زمان ذاتاً يک مقدار متغير است، و چون مقدار است، اندازه و حدّ دارد، و به آنچه با آن اعتبار شود اندازه و حدّ دارد، و به آنچه با آن اعتبار شود اندازه و حدَ مي‌دهد؛ و چون متغير است، ميان اجزاي آن تقدم و تأخر ذاتي وجود دارد، و به اجزاي آنچه با آن اعتبار شود، نيز تقدم وتأخر مي‌دهد.
دهر در جايي است که موجودات ثابت با پديده‌هاي متغیر سنجيده مي‌شوند؛ که معيّت و تقارن ثابت با متغير را افاده مي‌کند.
و گاهي موجود ثابت باامور ثابت سنجيده مي‌شود، که تقارن و معيت ثابت با امور ثابت، ونيز معيت ثابت کلَي با ثابت پس از خود را افاده مي‌کند؛ و اين نحوه از معيّت سرمد ناميده مي‌شود.
البته در دهر و سرمد تقدم و تأخر ي که در آن اجتماع متقدم و متأخر ناممکن باشد وجود ندارد؛ چرا که در آن تغير و انقسام به اجزايي که اجتماعشان ناممکن باشد راه ندارد. اگرچه در دهر و سرمد هنحاي ديگر تقدم و تأخر مانندتقدم و تأخر بالعليّه و بالشرف، برقرار مي‌باشد.
صدرالمتألهين در «اسفار» مي‌گويد:
«موجوداتي که نه حرکت اند، و نه در حال حرکت مي‌باشند، وجودشان در زمان نيست؛ اگر آنها را با متغيرات بسنجيم تقارن و ميعت باآنها خواهند داشت؛ و اين نحوه از معيت» دهر ناميده ميشود. همچنين اگر متغيرات را با متغيرات بسنجيم، اما نه ازآن جهت که متغيراند، بلکه ازآن جهت که ثابت مي‌باشند- زيرا هر پديده يک چهره ثابتي دارد اگر چه اثبات تغيرش باشد- در اين صورت آنهابا يکديگر تقارن و معيت خواهند داشت؛ و اين معيت نيز «معيت دهري» خوانده مي‌شود؛ و اگر امور ثابت با يکديگر سنجيده شوند، با هم خواهند بود، و اين معيّت همان «سرمد» است.
اما بايد توجه داشت که در برابر «معيت سرمدي» و نيز «معيت دهري» تقدم و تأخري وجود ندارد؛ و اين هيچ محذوري را در پي ندارد؛ زيرا هيچ يک از تقدم و تأخر رابطة تضايف با معيت ندارد؛ تا يکي از آنها مستلزم ديگري باشد.[1]
 

[1] - «اسفار» ج3، ص 182.

چاپایمیل