مفهوم سکون و نسبت ميان سکون و حرکت

اجتماع حرکت و سکون، در يک وجود گذرا است؛ يعني مفهومي است که بيانگر سيلان و گذرايي وجود مي‌باشد، اما سکون يک امر وجودي نيست؛ چون اگر سکون و يک امر وجودي باشد، مصداقش همان وجود ثابت، يعني وجودي که از هر جهت بالفعل است، خواهد بود؛ حال آنکه وجودهاي ثابت، که همان موجودات مجردند، نه سکون هستند، ونه داراي سکون.
بنابراين، حرکت يک امر وجودي، و سکون يک امر عدمي است.
تقابل ميان آن دو از نوع تقابل تضايف و تقابل تضاد نخواهد بود. زيرا تقابل تضايف و تقابل تضاد فقط ميان دو امر وجودي و ثبوتي برقرار مي‌شود.
همچنين تقابل ميان آنها از نوع تقابل تناقض نمي‌باشد؛ چراکه اگر آنها نقيض يکديگر باشند، بايد سکون بر «هرچه حرکت نباشد» صدق کند؛ مانند عقول مجرد که از هر جهت بالفعل اند، و نيز افعال آنها. زیرا ارتفاع نقيضين محال است، و هر شيء لاجرم مصداق يکي از دو نقيض مي‌باشد اما موجودات مجرد نه مصداق سکون هستند و نه مصداق ساکن. بنابراين، سکون عبارت است از «نبود حرکت و در آنچه صلاحيت براي حرکت دارد.» پس تقابل ميان سکون و حرکت، تقابل عدم و ملکه است.

چاپایمیل