‏وجود برای واجب بالذات ضرورت ازلی دارد.‏

ضرورت وجود برای واجب بالذات ضرورت ازلی است نه ضرورت ذاتی و نه ضرورت وصف.

ضرورت چند اصطلاح دارد.

 

  1. ضرورت ازلی: و آن عبارت است از ضرورت ثبوت محمول برای ذات موضوع بدون آن که موضوع به هیچ قید و شرطی مقید باشد. مانند قضیه: «واجب بالضروره موجود است».
  2. ضرورت ذاتی: و آن عبارت است از ضرورت ثبوت محمول برای موضوع در ظرف وجود موضوع، نه به قید وجود موضوع، خواه ذات موضوع علت برای محمول باشد- مانند قضیه: «هر مثلثی بالضروره مجموع زاویه های آن مساوی 180درجه است» ( در این قضیه ماهیت مثلث در ظرف وجودش علت است برای مساوی بودن زوایایش با 180 درجه ) و خواه ذات موضوع علت برای ثبوت محمول نباشد، مانند قضیه: «هر انسانی بالضروره انسان است، یا حیوان است، یا ناطق است» چرا که ضروری بودن ثبوت شی برای خودش بدین معنا است که شی در حال وجودش از خودش منفک نمی شود، بدون آن که ذات شی علت برای خودش باشد.
  3. ضرورت وصفی: و آن عبارت است از ضرورت ثبوت محمول برای موضوع به شرط اتصاف موضوع به یک وصف خاص، و در حال وجود موضوع نه به قید وجود موضوع. مانند قضیه: «هر نویسنده ای بالضروره تا وقتی نویسنده است انگشتانش در حرکت است»

چاپایمیل