عالم مثال‏

عالم مثال را چون ميان عالم عقلي و عالم ماده و طبيعت قرار دارد «برزخ»[1] نيز ناميده اند.
عالم مثال مرتبه‌اي از وجود است که ماده ندارد اما آثار ماده را مانند کم، کيف و وضع دارا مي‌باشد. (علت به وجود آورنده اين عالم در نظر مشايين آخرين عقل از عقول طولي است به نام «عقل فعال» اما به عقيده اشراقيين اين عالم را بعضي از عقول عرضي به وجود آورده است.)
در عالم مثال صورت‌هاي جوهري اي وجود دارند که در واقع جهات کثرت همان عقلي را که به وجود آورنده اين عالم است تشکيل مي‌دهند.[2] اين صورت‌هاي مثالي براي يکديگر با هياتها و شکلهاي گوناگوني ظاهر مي‌شوند اما اين اختلاف در ظهور و حدت شخصي جوهرم ثالي را مخدوش نمي‌سازد. گويا يک چيز است که در آينه‌هاي مختلف صورت‌هاي مختلفي پيدا ميکند (مثل هنگامي که گروه زيادي از مردم شخص خاصي را که در زمان‌هاي گذشته بوده و آنها او را نديده اند بلکه فقط اسمي از وي شنيده و اندکي از شرح حالش مي‌دانند در ذهن خود با هياتي مناسب با آنچه از او مي‌دانند تصور مي‌کنند؛ چه سيماي شخص مورد نظر در ذهن هر يک از اين افراد به گونه‌اي خاص تصوير مي‌شود و در عين حال همه اين صورت‌ها صورت همان شخص خاص مي‌باشد.)
فلاسفه مثال را به دو قسمت تقسيم کرده اند:

 

  1. خيال منفصل که قائم به خود و مستقل از نفوس جزيي متخيل است .
  2. خيال متصل که قائم به نفوس جزيي متخيل مي‌باشد.

دليل ديگر بر وجود خيال متصل آن است که در ميان صورت‌هاي خيالي انسان صورت‌هاي گزافي است که با فعل صانع حکيم تناسب ندارد بکله از بازيهاي قوه تخيل ناشي مي‌شود.

 

 

[1] - برزخ در لغت به معناي واسطه ميان دو چيز است.
[2] - يعني وجود‌هاي متعدد و متکثري که در عالم مثال است جهات کثرتي است که در عقل مفيض اين عالم هست اما به نحو اجمال و به گونه‌اي که با وحدت آن منافات ندارد.

چاپایمیل