تقسیم موجود به واحد و کثیر و بداهت مفهوم وحدت و کثرت‏

هر موجودی یا واحد است و یا کثیر.[1]( وحدت و کثرت از مفاهیم عامّی هستند که نیازی به تعریف ندارند، مانند وجوب و امکان. و تعریف هایی که برای آنها ذکر شده است، دوری بوده و در واقع تعریف شیء به خودش می باشد.[2]) در مقام تعریف لفظی واحد می گوییم: واحد عبارت است از «آنچه تقسیم نمی پذیرد، از آن جهت که تقسیم نمی پذیرد» و کثیر عبارت است از «آنچه منقسم می شود از آن جهت که منقسم می گردد».

موجود یا تقسیم پذیر است، که در این صورت واحد می باشد، و یا تقسیم پذیر نیست، که در این صورت کثیر خواهد بود.

 


[1]. برخی از فلاسفه، مانند شیخ در الهیات شفا، بخش جداگانه ای برای بحث از وحدت و کثرت منعقد نکرده اند، بلکه در باب مقولات، در ذیل بحث از کمّ منفصل، بحث کثرت و به تبع آن بحث وحدت را مطرح کرده اند، اما صدرالمتألهین در اسفار و نوع حکمای پس از وی، فصل مستقلی را به بحث از وحدت و کثرت اختصاص داده اند، همان گونه که در بدایۀ الحکمۀ و نهایۀ الحکمۀ نیز مشاهده می شود.

[2] تعریف هایی که برای واحد و کثیر ارائه شده است، در واقع «تعریف لفظی» است. در تعریف واحد آورده اند: «واحد چیزی است که، از آن جهت که بر آن واحد اطلاق می شود، تقسیم نمی پذیرد». این تعریف از دو جهت اشکال دارد: یکی آن که تعریف واحد به واحد است، و دوم آن که «تقسیم پذیری»، که همان کثرت است، در تعریف واحد اخذ شده است. و از طرف دیگر در تعریف کثیر گفته اند: «کثیر عبارت است از مجموعه ای از واحدها». کثیر همان مجموعه ای از واحدهاست و لذا تعریف مذکور برای کثیر در واقع تعریف شیء به خودش است.

چاپایمیل