‏ابوالقاسم حسن ابن محمد الطوسی فردوسی‏

فردوسی، حکیم ابوالقاسم حسن ابن محمد الطوسی شاعر معروف صاحب شاهنامه است که در اخبار ملوک عجم است گویند مشتمل است بر شصت هزار بیت و مدت سی سال که آخرش سنه 384 باشد آنرا به نظم در آورده.سید شهید قاضی نورالله در مجالس ترجمه او را نگاشته و این اشعار را از وی نقل کرده که مخالفان او که در مقام قدح او بودند دلیل رفض او نزد سلطان محمود غزنوی آوردند.

(بگفتا پیغمبرت راه جوی     دل از تیرگیها بدین آب شوی)

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی     خداوند امر و خداوند نهی)

(که من شهر علمم علیم در است     درست این سخن قول پیغمبر است)

(گواهی دهم کاین سخن را زاوست     تو گویی دو گوشم در آواز اوست)

(منم بنده اهل بیت نبی     ستاینده خاک پای وصی)

(اگر چشم داری بدیگر سرا     بنزد نبی و وصی گیر جای)

(گرت زین بدآید گناه من است     چنین است و این رسم و راه من است)

(بدین زادم و هم بدین بگذرم     چنان دان که خاک پی حیدرم)

(ابا دیگران مرمرا کار نیست     جز این در مرا هیچ گفتار نیست )

(نبی و علی دختر و هر دو پور     گیرندم وزان دیگرانم نفور)

(دلت گر براه خطا مایل است     ترا دشمن اندر جهان خود دلست)

(هرآنکس که در دلش بغض علی است     از خوار تر در جهان زار کیست)

(نباشد مگر بی پدر دشمنش     که یزدان به آتش بسوزد تنش)

وفات فردوسی در شهور سنه احدی عشر و اربعماه بوده والیوم مرقدا و بآخر ابی طوس عموما و ویرانی عمارت او بامر عبیدالله خان او زبک خصوصا مشخص و معین است و جمهور انام خصوصا شیعه امامیه زیارت او بجا میآورند انتهی.و نقل شده که بعضی از مشایخ فردوسی را پس از مرگ در خواب دید که در فردوس در درخات عالیه است از او پرسید که این درجه را به چه یافتی گفت بیک بیت که در توحید گفتم:

(جهان را هر چه هستی توئی     ندانم چه هر چه هستی توئی)

چاپایمیل