آیا حسین علیه السلام خود را به هلاکت انداخت؟‏

از مسائلى که درباره حسین بن على علیه السلام از نظر محققین و متفکرین اسلامى مورد بحث قرار گرفته این است که آیا آن حضرت از ابتداء مى دانست که کشته مى شود و پایان سفر او به سوى عراق شهادت است؟
اگر مى دانست پس چرا به جانب کوفه حرکت نمود؟ با آنکه خداوند مى فرماید: «ولا تلقوا بایدیکم الى التهلکة» یعنى با دست خود خویشتن را به هلاکت نیفکنید.
طبق تفاسیرى که در مدارک مذهبى درباره ى این آیه موجود است مقصود از هلاکت. از دست دادن جان و انتخاب راهى که به مردن و یا کشته شدن پایان یابد نیست بلکه منظور هلاکتى است که از ترک انفاق مال در راه پیکار با کفار ناشى مى گردد. شخصیت بزرگ اسلامى على بن طاوس ‍ ضمن دادن پاسخ به کسانى که گمان مى کنند عمل حسین بن على علیه السلام وقوع در هلاکت است و با آیه ذکر شده آن را منطبق مى توانند مى نویسد: آن‌ها گمان کردند که مقصود از هلاکت در این آیه قتل است در حالى که این چنین نیست.
مرحوم شیخ طبرسى مفسر بزرگ اسلامى در تفسیر و توضیح این آیه (ولا تلقوا بایدیکم الى التهلکة) چهار احتمال نقل مى کند که اول آن با سیاق آیات قبل هم موافق است. او مى نویسد: مقصود خداوند این است که شما خود را با سختگیرى در بذل مال و انفاق نکردن آن در راه خود با کفار به هلاکت نیفکنید تا دشمن بر شما چیره نشود.
در اینجا مراد از هلاکت را غلبه کفار بر مسلمین دانسته که علت آن سختگیرى در بذل مال و انفاق نکردن آن در راه جنگ با آن‌ها است، این معنا با جمله ى اول آیه و سیاق آیات پیش مطابق است زیرا آیات قبلى همگى درباره ى جنگ و جهاد با کفار است و اینگونه شروع مى شود.
در این آیات خداوند دستور پیکار با دشمن و جهاد در راه خود را مى دهد، و با در نظر گرفتن اینکه آیات گذشته همواره تحریص به جهاد با کفار بوده است و در صدر این آیه هم سخن از انفاق فى سبیل الله به میان آورده و سیبل الله را هم در بسیارى از موارد به جهاد در راه خدا تفسیر کرده‌اند به خوبى روشن مى شود که معناى اول که طبرسى آن را نقل مى کند با صدر آیه و سیاق آیات دیگر کاملا قابل تطبیق است به خصوص آنکه نامبرده این معنا را از ابن عباس و جماعتى از مفسرین حکایت مى کند و ابن عباس تفسیر قرآن را در مکتب على علیه السلام آموخته است از این نظر آراء او مى تواند نشان دهنده ى نظرات خاندان پیغمبر و راسخین در علم باشد و از سوى دیگر خوشبختانه این نقل با آن حدیثى هم که سید بن طاوس از ابى ایوب انصارى روایت کرده بى شباهت نیست و با آن قابل انطباق است، با این حساب آیه ولاتلقوا بایدیکم الى التهلکه هیچ گونه ارتباطى با دست زدن بکارى که در آن خطر مرگ باشد و رفتن در راهى که پایان آن کشته شدن است ندارد.
اکنون شما قدرت قضاوت کنید آیا با در نظر گرفتن این نمونه از آیات ممکن است کسى تصور کند که خداوند مردم را به وقوع در هلاکت و خود کشى و یا به چیزى مانند آن تشویق کرده است؟ قطعا نه. زیرا وقوع در هلاکت و استقبال از حوادث و مرگ هنگامى تحریم گردیده که مصالح حیاتى منطقى و معقولى آن را ایجاب نکرده باشد ولى در مورد جهاد که موضوع نشر کلمه توحید و نجات اجتماع از کفر و شرک و الحاد و بالاخره تاءمین سعادت مادى و معنوى آن‌ها در پیش است بدون تردید نه تنها استقبال از مرگ و حوادث مورد نکوهش نیست بلکه خود موجب فضیلت و برترى است.

قیام حسین(ع)، قیام برعلیه فرمانروایی تشریفاتی
نيكلسون (خاورشناس معروف): بني اميّه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند ... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد که دين بر ضد فرمانفرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراطوري ايستادگي نمود. بنابراين، تاريخ از روي انصاف حكم مي كند كه خون حسين(ع) به گردن بني اميّه است.
سر پرسي سايكس (خاورشناس انگليسي): حقيقتاً آن شجاعت و دلاوري كه اين عده قليل از خود بروز دادند، به درجه‌اي بوده است كه در تمام اين قرون متمادي هر كسي كه آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود.

چاپایمیل