روان درمانی با مطالعه‏

روان درمانی با مطالعه

 

بخوان به نام پروردگارت که ایجاد می‌کند انسان را از نطفه بوجود می‌آورد. بخوان پروردگار کریم و بزرگوار آنکه نوشتن را آموزش داد. به انسان آنچه نمی‌دانست نشان داد. قرآن کریم: سوره 1 / 6

 

روان درمانی با مطالعه چگونه است؟

 

کتاب درمانی در اینجا منظور درمان بیماریها به کمک کتاب می‌باشد. یعنی پزشکانی وجود داشته باشد که برای بیماران توصیه نمایند کتاب مطالعه کنند تا بیماریشان التیام پیدا کند. در این زمینه کتابهایی به چاپ رسیده مبنی بر کتاب درمانی، هنر درمانی، تئاتر درمانی، قصه درمانی و... یعنی با مطالعه کتاب فرد به سلامت و آرامش روحی و روانی دست پیدا می‌کند و یا به کمک هنر، تئاتر و یا قصه توصیه می‌شود بعضی از بیماران را التیام بخشید. برای این امر در فصل قبل نظرات روانشناسان آمد و دلایل آن نیز عنوان گردید. آنچه در مطالعه درمانی مطرح می‌گردد آنکه بعضی از کتابها موضوع جالب و جاذبی دارند( اغلب داستانها، اشعار، کتابهای مذهبی و...) و حالتی دارند که فرد را به خود جذب می‌کند و یا فکر را مشغول می‌کند یا در زمان مطالعه کتاب فرد را در خود فرو می‌برد و از تفکرات پراکنده باز می‌دارد و موجب می‌شود فرد جلب آن شود و یا در خود فرو برد و از تفکرات پراکنده باز می‌دارد و موجب می‌شود فرد را به آرامش برساند و این آرامش موجب سلامت می‌شود. اینگونه افراد در ابتدا با مطالعه آرامش پیدا می‌کند و از تهاجمات مخرب فکری مصون و محفوظ می‌مانند و در دراز مدت با مطالعه به علت و معلولهای پدیده‌ها پی می‌برد. بهر گونه افراد با مطالعه می‌توانند با بیماریهای اضطراب، نگرانیهای ناامنی فکری و روحی روانی به گونه‌ای ناخودآگاه و یا آگاه مبارزه کنند. زیرا بخوبی علتها را شناخته و برای هر تهاجم فکری راهکار مناسب آن را پیدا می‌کند. پس آن اختلالات در خانه ذهنش منزل نمی‌کند تا موجب آزار و اذیتش شود.

 

از دیدگاه دیگر افسردگی‌ها، ناراحتی‌های روحی روانی را ناشی از کمبود شناختی باید دانست. احساس زیبایی شناختی و نبود نشاط، سرور و امید منطقی و دست فرد را در یک بن بست قرار می‌دهد به طول مثال وقتی فردی به ذهنش برسد که زندگی برایش تکراری است و کارهای خود را مثل الاغ اعصارها فرض کند یعنی کارهای او هیچگونه استفاده‌ای ندارد و تنها گذران اوقات را تصور می‌کند. آن انسان خود را در بن بست شدید بی‌هویتی می‌بیند. در این صورت نیاز به شناخت دارد تا از این حالت خارج شود. فرد اهل مطالعه با ادراک و فهم متوجه می‌شود حرکت او و گذران زندگی نه تنها حرکت الاغ اعصارها نیست بلکه حرکت تکاملی می‌باشد، دو ساعت او در روز یکی نیست زیرا ساعت دوم بهتر از اول می‌باشد. اینگونه افراد با اداک و فهمیدن مطلبی مشکل و رسیدن به آگاهی برایش رضایت از موقیعت خود را پیدا می‌کند. یعنی احساس هویت، بودن و ماندن در او موج می‌زند و هرچه از مطلبی اطلاعات بیشتری کسب نماید سرور و شادمانی زیادتری در او ایجاد می‌شود. این حالت موجب خواهد شد امید در او قلیان پیدا کند و در نتیجه ناملایمات، ناراحتی‌ها و نگرانیها آسان و حتی شیرین و لذت بخش می‌شود زیرا این نوع حرکتها منشأ حرکتهای بعدی او را فراهم می‌آورد و به آسانی از دیوار هرچند بلند آن براحتی و سادگی عبور می‌نماید. بدون کوچکترین گله و شکایت کلیه موانع را پشت سر می‌گذارد. باید تجه داشت امید برای انسان بزرگترین هدف و مؤثرترین دارو و نهایت آرزو و انگیزه‌مندترین عامل ماندن و بودن برای زندگی می‌باشد. گلاسه[1][1]مبتکر واقعیت درمانی معتقد است هرگز در اصلاح جوانان و مردم موفق نخواهد شد مگر وقتی که ازمجرای تعلیم و تربیت وارد شود وبچه ها را از ابتدای کودکی با نظام آموزشی درگیر نمود تا آنها طعم موفقیت را بچشند و این موقعیت را برایشان فراهم کرد تا انسان چیزی جزء ماحصل یادگیریهایش را اکتساب نماید. هویت ترکیبی از رفتاریهای یادگرفته و یاد نگرفته می‌باشد. [2][2]آسپورت (1963 –1997) معتقد است از دیدگاه علوم مختلف مثل علوم طبیعی و ادبیان مورد بررسی قرار می‌گیرد. ایشان ادامه می‌دهد  هر آدمی به طور مداوم به آگاهی بیشتری از خویشتن می‌رسد. به نظر او هر قد راین آگاهی بیشتر شود دلسردی از انگیزه ناخودآگاه او دور می‌شود و به همان اندازه به درجه هنجار و پختگی نایل خواهد آمد. شخص وقتی به پختگی می‌رسد که خویشتن خویش را بشناسد. با دیگران به گرمی تماس بگیرد و با آنها براحتی تماس برقرار کند و یا داشته باشد و بر نفس خود مسلط باشد. احساس و ادراک واقعیت درمانی پنج نیاز اساسی است که این نیازها او را به تعامل با محیط وادار می‌سازد. این نیازها عبارتند از نیاز به بقا، تعلق، قدرت، سرگرمی، یادگیری و آزادی. آنچه منش، رفتار و زندگی انسان را هدایت می‌کند و تکامل می‌بخشد نحوه تفکر و احساساتی است که نسبت به خویشتن کسب می‌کند. هویت خودپنداری یعنی بی‌همتایی است در عین حال درگیری عاطفی فرد را با دیگران آسان می‌سازد. نیاز، داشتن هویت اختصاص به فرهنگ معینی ندارد بلکه یک نیاز عمده هر انسانی به شمار می‌رود. آلفرد آدلر اعتقاد دارد از جمله چیزهایی که سبب جبران احساس زبونی می‌شود پیگیری تحصیلات عالیه و پیشرفتهای فرهنگی می‌باشد.دیده شده است که دختران زشت رو با توسل به این مکانیسم توانسته‌اند در امر پیشرفت تحصیلی به موفقیتهای  شایان توجهی برسند و توجه دوستان و اطرافیان را به خود جلب کنند و یا در مسیرهای مطلوب دیگر خود رانشان دهند.[3][3]

 

فرد بی‌خانمان، شکست خورده و مغلوب شهر خود را ترک کرده و بی‌هدف به سوی غرب روان شد در میان توده علفهای خشک شده در انبار و کوچه‌ها می‌خوابید، بر در خانه‌ها می‌کوبید و غذاهایش را از این راه بدست می‌اورد. یک روز خانم مهربانی در ایوان عقبی خانه‌اش غذایی به وی داد و منتظر شد تا غذایش را حریصانه بخورد. زن مهربان گفت: تو جوان خوبی به نظر می‌رسی، نباید به این وضع گرفتار باشی. الان چیزی برایت می‌آورم که ازآن استفاده کنی تا زندگیت دگرگون گردد. او داخل خانه شد و کتابی آورد و به او گفت هر آنچه این کتاب می‌گوید انجام بده، دوباره انسان مفیدی خواهی شد.

 

دوست ما در حالی که کتاب را در جیب لباس مندرسش گذاشته بود به راه افتاد. از آنجایی که بیکار بود وقت زیادی صرف مطالعه کتاب نمود و هر کلمه آن را بارها خواند.برای فرار از سرما به کتابخانه پناه می‌برد و آن را می‌خواند. به تدریج پیام ساده کتاب در افکار تاریک او نفوذ کرد. کتاب تأکید داشت « با خدا هماهنگ شوی، افکار و روش زندگیت تغییر می‌کند، باور کن موفق می‌شوی، با ایمان خود را باور خواهی کرد، آنگاه موفق می‌شوی».

 

سرانجام با تمرین بسیار، دعا کردن و ایمان داشتن را فرا گرفت، صمیمانه شیوه‌های روحانی کتاب را امتحان کرد و تغییر آغاز شد. بعد از مدتی که زندگیش تغییر کرد، دوباره صاحب زن و زندگی گردید. توانست اندیشه و عملش با شور و شعف باشد و قادر باشد براحتی خود را تخلی بخشد و بر خلق و خوی خود بصیرت داشته باشد و با فلسفه زندگی هماهنگ و همنوا باشد. در ادامه مأخذ مربوط آمده است شرح حال نویسان، داستان سرایان و شاعران به دیلی قریحه زیبایی و موفقیت در توصیف شخصیت آدمیان، موفق‌تر عمل می‌کنند روانشناسان با روش آزمایشگاهی به توصیف افراد می‌پردازند. اوین می‌نویسد تغییراتی که به دلایلی مختلف به خصوص بر اثر اندیشه‌های تازه در چگونگی تنیدگیها روی می‌دهد ماند هنگامی که شخص راه حل تازه‌ای می‌یابد و مطالب فراموش شده‌ای را به یاد می‌آورد یا مطالب تازه‌ای را کشف می‌کند مانع هستند از اینکه محیط روانی یکدست، یکنواخت و ثابت بماند بلکه پیوسته در آن تغییراتی بوجود می‌آورد. «ولارد وسیکر» می‌گوید الفاظ علاوه بر اینکه تصمیم و تسهیل کننده هستند می‌توانند انگیزه را بارور و به حرکت وا دارند و همچنین به کار، دانش و یا تقویت آن بپردازند. فرانکل(1905) معتقد است فقدان معنی‌داری زندگی اصلی‌تین علت روان رنجوری است، اگر به زندگی بیمار معنی داده شود آن بیمار درمان پیدا می‌کند یا سالیوان (1949 –1892) اعتقاد دارد شخصیت چیزی نیست مگر رابطه فرد با فرد یا افراد دیگر و اینان شخصیتهایی هستند که در داستانها خوانده می‌شود و یا در افسانه‌ها می‌آیند یا در کتابها نوشته می‌شود و اینها می‌تواند نقش اساسی را در تکوین شخصیت افراد بازی کند.[4][4]پرز نوروز روان رنجوری را توقف یا رکود رشد دانسته و فرد سالم را کسی می‌داند که بتواند آگاهیهایش را گسترش دهد و یا در تسهیل راههای ارتقاء آگاهیها را فراهم کند. در واقع آسایش تمام هدفهای گشتالت درمانی آنست که به فرد کمک کند تا تجربه‌اش را از طریق آگاهی افزایش دهد و به تجارب و تلاشهای ناکام کننده‌ای که آگاهی او را سدّ و متوقف می‌نماید واقف شود.

 

دوست ما با اتمام داستانش کتابی کهنه و پاره‌ای را که روزهای سرگردانی خود می‌خواند از جیبش بیرون آورد و با دقت روی میز گذاشت و گفت: هر کس دیگری می‌تواند آنچه را من کردم بکند و لازم نیست که به اندازه من سقوط کند. [5][5]

 

نویسنده تحقیق نموده و تأثیر مطالعه را بر روی اهل مطاله جویا شده که حاصل آن را مرور می‌کنیم. نامبرده در این تحقیق سؤالاتی را مطرح نموده مبنی بر اینکه: هنگام مطالعه چه مقدار به آرامش می‌رسند و یا افراد بیمار، بیماریهای خود را فراموش می‌کنند و بالاخره افراد خود را یافته‌اند. افراد اهل مطالعه که بعضی شاید سالها تأثیر مطالعه را بر خود تجربه نموده‌اند به سؤالات پاسخ داده‌اند. بهر حال پاسخها امیدوار کننده می‌باشد و همانگونه که انتظار می‌رفت افراد در اثر مطالعه تحت تأثیر واقع می‌شوند و در مواردی نیز التیام می‌یابند.[6][6]

 

ب) استفاده از تست‌های روانشناختی و استعداد سنجی

 

امروز تست‌هعای گوناگونی برای تعیین و سنجش میزان استعدادها، علاقه‌ها و خصوصیات‌های شخصی افراد، در زمینه‌های مختلف وجود دارد که می‌توان به وسیله‌ی آنها توانایی‌های افراد را تا حدودی مورد ارزیابی قرار داد. انواع تست‌های هوش، رغبت، استعداد سنجی، شخصیت، حافظه، خزانه‌ی لغات و غیره از این دسته‌اند. نکته‌ی مهم در انتخاب این تست‌ها آن است که اولاً: باید استاندارد باشندو ثانیاً: مطابق با شرایط فرد انتخاب شوند.

 

 

 


[1][1].Gelasseh.

 

[2][2].کتاب درمانی/ مصطفی تبریزی.

 

 

[3][3].مکانیسمهای دفاعی روانی/ محمد علی احمدوند -  تهران: بامداد، 1368.

 

 

[4][4]کتاب درمانی/ مصطفی تبریزی.

 

 

[5][5].باز هم مثبت درمانی/ نورمن بیل؛ ترجمه فریبا مقدم – تهران: پارسیان 1374.

 

 

[6][6].آنچه هدف از این نظر سنجی بود شناخت تأثیر مطالعه بر شخصیت و موقعیت و سلامت روانی افراد رد زمان مشغولیت به آن بوده و میزان آن مورد توجه نبوده است. پس درصدها هر مقدار باشد هدف محقق تأمین می‌شود. این تحقیق در مهر ماه 1380 در حالی برگزار شد که 28 درصد مردان و 72 درصد زنان شرکت داشتند و 60 درصد آنها در سنین 15 – 20  ساله و 29 درصد 20 – 30  و... 30 سال به بالا و سنین 7 تا 15، 3 درصد شرکت داشته‌اند. شغل افراد 2 درصد کاسب، 29 درصد محصل، 33 درصد دانشجو، 12 درصد کارمند و 24 درصد متفرقه بوده‌اند.

 

چاپایمیل