‏الگوهای مدیریت در قرآن و اسلام‏

 

تو گمان می‌کنی موجود کوچکی هستی در حالی که عالم بزرگ در تو خلاصه شده است؟

در بینش قرآنی و تعالیم اسلامی از یک سو سایه توحید الهی بر جامعه انسانی افتاده و همه را با هر زبان و نژاد در یک مجموعه قرار داده است و اصولا در اسلام جامعه انسانی جدا از مجموعه عالم هستی نیست و جزئی از عالم بزرگ است.

از سوی دیگر در جهان‌بینی اسلامی، انسان دنیای کوچکی است که تمام عالم بزرگ را در خود خلاصه کرده و جای داده است چنان که در بیان پیشوای بزرگ‌ ما امام علی(ع) آمده است:

"تو گمان می‌کنی موجود کوچکی هستی در حالی که عالم بزرگ در تو خلاصه شده است؟"

این بر اساس تمام اصولی که در مدیریت عالم بزرگ و در مدیریت جسم و جان یک انسان حاکم است، بر جوامع انسانی حکم‌فرماست. این مسئله می‌تواند الهام‌بخش مسائل زیادی گردد و برای یافتن اصول مدیریت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و آموزشی و غیر آن ما را به دنبال جستجوی اصول مدیریت الله در عالم هستی رهنمون گردد. برای نمونه امور زیر را می‌توان ذکر کرد:

 

1-مدیریت خداوند در جهان هستی بر پایه رحمت عام و خاص اوست، چنان‌که در سوره حمد که همه روزه آن را در نمازها می‌خوانیم بعد از توصیف خداوند به "رب‌العالمین" او را به رحمان و رحیم توصیف می‌کنیم، یعنی عالم هستی صحنه این دو صفت الهی "بخشندگی و مهربانی" است. مدیریت ما نیز در تمام زمینه‌ها باید بر اساس رحمت عام (محبت به دوست و دشمن) و رحمت خاص (محبت ویژه به دوستان شایسته) استوار باشد.

بنابراین آنچه مدیران را با کارکنان یک مجموعه پیوند می‌دهد، همان پیوند دوستی، صفا، صمیمیت و محبت است که یک مجموعه را با قدرت و توانایی تمام به پیش می‌برد.

 

2-مسئله رحمت عام و خاص خداوند هرگز به معنای رسیدگی نکردن به تخلفات نیست. همان‌گونه که توصیف به "مالک یوم‌الدین" (او صاحب روز جزاست) بعد از توصیف به رحمت در سوره حمد گواه این مدعاست.

واکنش‌های مطلوبی که از سوی علل و اسباب جهان به هنگام بی‌اعتنایی نسبت به آنها دامان ما را می‌گیرد، نوعی مجازات الهی در عالم آفرینش است. مثلا بیماری که از مراقبت ویژه و پرهیز لازم، سرباز می‌زند و بیماری‌اش شدید می‌شود به طور خودکار محاکمه و جریمه می‌شود، همین امر در مورد تمام مشکلاتی که دامان ما را می‌گیرد، صادق است و در الگوهای مدیریت اجتماعی ما نیز می‌تواند به صورت یک قانون حاکم باشد.

 

3-قلب ما را خداوند برای اداره‌ این بدن از نظر تغذیه آفریده است با این‌که شبکه خون‌رسانی بدن چنان است که ده میلیون میلیارد سلول‌های بدن را به آسانی تغذیه می‌کند، اما قلب تنها با دو سه شاهرگ سر و کار دارد و به آنها در کار خود اعتماد می‌کند و هرگز با تمام مویرگ‌ها ارتباط مستقیم ندارد.

این الگوها به ما می‌گوید مدیریت صحیح تنها در پرتو اعتماد مستقیم، معاونان محدود مورد اعتماد است و اگر مدیری بخواهد ارتباط مستقیم خود را با تمام نفرات برقرار سازد، راه خطا پیموده است و درست مثل آن است که تمام مویرگ‌های بدن، مستقیما به قلب ارتباط داشته باشند. این اصل در مورد مدیریت مغز و سلسله اعصاب نیز کاملا صادق است.

 

4-در تکوین نطفه انسان و تمام جانداران و بذر گیاهان، نقطه شروع بسیار کوچک است اما هدف در یک مرحله بسیار بالا، با این‌که قدرت خداوند برترین قدرتهاست، این الهامی است به همه مدیران که نقطه شروع را کوچک بگیرند و با گسترش آن به اهداف بسیار بالا برسند. مسئله آفرینش عالم هستی در چندین روز (دوران عظیمی که هر یک میلیون‌ها یا میلیاردها سال طول کشیده) نیز تاکید دیگری بر این موضوع است.

 

5-در مدیریت الهی، اصل ساخته شدن انسان‌هاست و هرگونه دگرگونی را با دگرگونی انسان مرتبط می‌سازد، آیات کتاب آسمانی ما، شاهد زنده‌ای بر این مدعاست پروردگار جهان در سوره رعد، آیه 11 می‌فرماید: "خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی‌دهد مگر این‌که خودشان بخواهند."

در مدیریت جوامع انسانی نیز مسئله‌ اصلی ساخته شدن انسان‌هاست و آنها که تکیه اصلی را بر ابزار می‌کنند، راه خطا می‌پیمایند، همان‌گونه که با چشم دیدیم ابرقدرت‌هایی که پایه تاریخ جامعه انسانی را در ایدئولوژی خود بر تحول ابزار تولید قرار دادند و انسان را مقهور آن شناختند، چگونه گرفتار عواقب دردناک سوء مدیریت ناشی از این تفکر گشتند و سرانجام فروپاشی و مجازات خود را در این جهان دیدند.

 

6-مسئله سازماندهی و هماهنگی را که مدیریت نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند می‌توان در جهان طبیعت و عالم خلقت به عالی‌ترین صورت مشاهده کرد و از آن الهام گرفت.

مثلا در برابر یک حادثه ناگهانی و سخت که برای یک انسان پیش می‌آید در یک لحظه، تمام نیروهای جسمی و روحی او با هماهنگی خاصی بسیج می‌شوند. مغز بروز حادثه را درک می‌کند. یک فرمان از طریق اعصاب صادر می‌شود و مقارن آن، ضربان قلب به سرعت بالا می‌رود تا خون را هرچه بیشتر به مغز برساند برای این‌که عضلات کارهای بیشتری را انجام دهند، تنفس نیز سرعت می‌گیرد تا خود را با سرعت کار قلب، هماهنگ سازد، هوشیاری بیشتر می‌شود، چشم تیزبین‌تر و گوش شنواتر می‌شود، معده کار خود را موقتا تعطیل می‌کند و احساس تشنگی و گرسنگی که یک عامل بازدارنده است، ناگهان از بین می‌رود و جالب این‌که تمام اینها به صورت خودکار انجام می‌گیرد، یعنی این وظیفه بر عهده بخش ناآگاه اعصاب گذارده شده است نه بخش آگاه.

سازماندهی و هماهنگی در مدیریت نیز باید چنین در عمق تشکلات نفوذ کند تا در برابر حوادث به صورت خودکار عمل کند، در غیر این صورت فرصت‌هایی که هر لحظه‌ آن سرنوشت‌ساز است، ممکن است از دست برود.

 

7-در جهان طبیعت مجموعه‌ها به گونه‌ای عمل می‌کنند که زوائد و فضولات خود را با یک "گردش دایره‌ای" به "عناصر فعال" تبدیل می‌کنند، مثلا باران می‌بارد، آبها جاری می‌شود و انسان‌ها، حیوان‌ها و گیاهان را سیراب می‌کند، فاضلاب آن در زمین فرو می‌رود و بار دیگر وارد این مدار می‌گردد.

مدیریت‌های صنعتی باید با الهام از این الگوهای طبیعی چنان کار کنند که تمام فضولات و زباله‌های خود را بسازند و وارد مدار کنند، در غیر این صورت کمبودی در آنها وجود خواهد داشت.

بدیهی است کاری که در طبیعت در مورد آب یا مواد غذایی زمین صورت می‌گیرد، اگر میلیون‌ها سال به طول انجامد، کمترین تخریبی در محیط زیست دیده نمی‌شود و همه سرمایه‌های حیاتی سالم می‌ماند، ولی می‌بینیم که مدیریت ناقص صنعتی امروز بشر که نتوانسته از آن درس بزرگ طبیعی الهام گیرد، روز به روز محیط زیست را ویران‌تر و آینده بشر را تاریک‌تر می‌سازد، زیرا عصر آن محدود و بازدهی آن کوتاه است. اینها الهاماتی است که ما می‌توانیم در ابعاد مختلف مسئله مدیریت از طبیعت و جهان خلقت که بر اساس مدیریت مبداء علم و قدرت عالم آفرینش اداره می‌شود، بگیریم و این یکی از ویژگی‌های مدیریت اسلامی و قرآنی است که مدیران را به درس خواندن در دانشگاه طبیعت می‌فرستد.

منبع: رادیو قرآن

 

چاپایمیل