ماده تاریخ

    ماده تاریخ کلمه یا کلماتی معنی‌دار است که به حساب جمل مساوی با یک تاریخ مشخص و مورد نظر می‌شود. به‌عبارت دیگر ماده تاریخ آن است که مجموع حروف بیت یا مصراع یا عبارتی به حساب ابجد با تاریخ واقعه‌ای تطبیق کند. مانند شعر زیر که «قرب طاعت» معادل ۷۸۲ ه‍. ق. است.

بهاءالحق والدین طاب مثواه                امام سنت و شیخ جماعت

...

به طاعت قرب ایزد می‌توان یافت                  قدم در نه گرت هست استطاعت

بدین دستور تاریخ وفاتش                  برون آر از حروف «قرب طاعت»

 

    ماده تاریخ ذکر تاریخی است به شعر و یا گاهی نثر در قطعه‌ای کوتاه برای واقعه‌های گوناگون اعم از جلوس یا فوت و یا قتل پادشاهی و یا مرگ و قتل امیر٬ وزیر٬ شاعر٬ حکیم و مانند آن‌ها.

    معمولاً شعری که از این راه پدید می‌آید قطعه‌ای کوتاه است که شاعر در یکی دو بیت آخر آن تاریخ مورد نیاز را ذکر می‌کند و بیت‌های پیشین از آن را برای تمهید می‌آورد و معمولاً این مقدمه برای معرفی و بیان وجه اهمیت کسی یا واقعه‌ای گفته می‌شود که تاریخ آن ذکر گردیده‌است. اصطلاحاً تاریخ گویی به این نحو را ماده تاریخ‌سازی می‌گویند.

    فن ماده تاریخ از ظرایف شعرسرایی است و اغلب آن‌را جزو صنایع مستظرفه دانسته‌اند. در زمان‌های کهن نزدیک به اوایل پیدایش اسلام، بیان تاریخ به حساب ابجد یا حروف مقطعه معمول بوده‌است. بعدها حساب جمل در میان شعرای عربی گو، ترکی سرا و پارسی گو جاری و متداول گردید و از سده پنجم به این سوی شایع گردید. ماده تاریخ پدیدهای است که از سده هفتم به بعد در ادبیات فارسی رایج شد.

    در گذشته حتی برخی از اسامی، اشارات و محاسبات نجومی را به حساب جمل بکار می‌بردند. جرجی زیدان در آداب اللغه می‌گوید: کان اهل الحساب فی صدر الاسلام یستخدمون به حروف الهجا کما نستخدم الارقام الهندسیه. مسلمین برای هر حرف از حروف ابجد شماره‌ای قائل شده‌اند و حساب جمل را تشکیل داده‌اند. بدرالدین محمد ابونصر فراهی می‌گوید:

یکان یکان شمر ابجد حروف تا حطی              چنانچه از کلمن عشر عشر تا سعفص

پس آنگه از قرشت تا ضظغ شمر صدصد                   دل از حساب جمل شد تمام مستخلص

 

نمونه هایی ماده تاریخ ها:

- در کاخ چهل ستون اصفهان سنگ نوشته ای پیدا شده است که شاعر تاریخ بنای این کاخ را در مصرع دوم شعر خود آورده است:

مبارک بود ، زان که تاریخ آن شد

مبارک ترین بناهای دنیا

مصرع «مبارک ترین بناهای دنیا» به حساب ابجد می شود 1057. یعنی سال به پایان رسیدن بنای کاخ چهل ستون اصفهان.

راه بدست آوردن عدد این ماده تاریخ این است که حرف های مصرع دوم را جدا جدا بنویسی و برابر عددی هر حرف را به حساب ابجد پیدا کنی.

از جمع کردن این اعداد با هم تاریخ بنای کاخ چهل ستون بدست می آید.

 

- هنگامی که مظفرالدین شاه قاجار، پس از انقلاب مشروطیت مردم آزادی خواه ایران، فرمان مشروطیت را امضا کرد، بر سر در مجلس شورای ملی در میدان بهارستان تهران، عبارت عدل مظفر را نقش کردند. این عبارت به حساب ابجد نشان دهنده سال 1324 هجری قمری، یعنی سال تصویب قانون مشروطیت ایران است.

 

- شاعری ماده تاریخ سال مرگ حافظ را در عبارتی از شعر زیر آورده است:

چراغ اهل معنی خواجه حافظ

که شمعی بود از نور تجلی

چو در خاک مصلی کرد منزل

بجو تاریخش از خاک مصلی!

عبارت «خاک مصلی» به حساب ابجد، یادآور سال 791 هجری قمری، یعنی سال درگذشت خواجه شمس الدین محمد حافظ است.

 

- شاعر دیگری ماده تاریخ سالمرگ حافظ را در شعری چنین آورده است:

به سال «با» و «صاد» و «ذال» ابجد

ز روز هجرت میمون احمد!

به سوی جنت اعلی روان شد

فرید عهد، شمس الدین محمد

در این شعر، تاریخ در گذشت حافظ در سه حرف با (ب=2)، صاد (ص=90) ، ذال (ذ=700) به حساب ابجد آمده است که بر روی هم 792 می شود. می دانیم که سالمرگ خواجه شمس الدین محمد حافظ را عده ای از نویسندگان و شاعران 791 و عده ای دیگر 792 هجری قمری نوشته اند.

 

- سه رویداد زندگانی دانشمند، فیلسوف، پزشک، ریاضیدان و اختر شناس نامدار کشور ما، ابوعلی سینا را شاعری در سه ماده تاریخ در دو بیت شعر زیر آورده است. او با به کار بردن لفظ شَجَع به حساب ابجد، سال 373، زاد روز ابوعلی سینا، و لفظ شصا، سال اوج دانش اندوزی او یعنی 391، و لفظ تکز، سال 427 هجری را که سالمرگ این دانشمند جهانی است، در یاد ماندنی کرده است.

حجّت الحَق، ابو علی سینا

در «شجع» آمد از عدم به وجود

در «شصا» کرد کسب جمله علوم

در «تکز» گفت این جهان به درود

 

- عبارت الخیرُ فی ما وقع ، که به حساب ابجد 1148 می شود، یادآور نوروز سال 1148 هجری قمری است که نادرشاه افشار در دشت مغان تاجگذاری کرد. از آن زمان بود که این عبارت، چه به زبان عربی و چه به زبان فارسی برای شگون رویداد های زندگانی در گفتار و نوشتار مردم کشورمان رواج یافت.

 

- بنای دانش سرای مقدماتی اهواز در سال 1314 هجری شمسی به پایان رسید و کانونی شد برای آموزش و پرورش آموزگاران.

غلامرضا رشید یاسمی، شاعر، نویسنده، مترجم و استاد تاریخ دانشگاه تهران، که در شعرهایش خود را رشید می نامید، ماده تاریخ بنای این دانشسرا را در مصراع دوم این بیت از شعرش که با خطی خوش بر کاشیکاری پیشانی این بنا نقش بست، چنین آورد:

در پی تاریخ آن، گفتا رشید

دانش از دانشسرا گیرد عُلا (=1314)

 

 

چاپایمیل